روزی که عاشقت شدم ،نـــــه چتر داشتی ! نـــــه چمدون ! از کجا باید میفهمیدم که مســـــافری !؟
|
اگر یک روز حس کردی
در یک زمان عاشق دو نفر هستی،
دومی را انتخاب کن!
چون اگر واقعا عاشق اولی بودی،
به دومی فکر نمی کردی!!
عشق بيداد من باختن يعني لحظه عشق جان سرزمين يعني يعني زندگي پاک عشق ليلي و قمار من مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق من عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعني
یکی میگفت:
هر وقت دیدی خاطراتت به آرزوهات غلبه کرد بدون
آهنگ زنگ من روی موبایلت با بقیه فرق داشت،
ولی آهنگ زنگت رو موبایلم مثل بقیه بود !!
....
تو به خاطر اینكه بفهمی منم و من به خاطر اینكه فكر
بازی روزگار را نمی فهمم
من تو را دوست دارم
تو دیگری را
دیگری مرا
و همه ما تنهاییم
دستت که بلرزد اشتباه مینویسی
پایت که بلرزد اشتباه میروی
دلت که بلرزد ...
...وامصیبتا...
وقتی که نیستی دلم ! نفسم،
همه چیز تنگ می شود
دنیایم...
نه به ديروزهايي که بودي فکر مي کنم
و نه به فرداهايي که "شايد" بيايي ...
مي خواهم امروز را زندگي کنم ...
خواستي باش ... نخواستي نباش...
حرف هایی هستند از جنس شیشه زود می شکنند...اما ناجور می برند...
هيسسسسسسسسسسسس
چيزي نگو
صداي نفسهايت را بيشتر از دروغ هايت دوست دارم!!!
آدم ها تنها که نباشند ، می روند …
تنها که می شوند ، برمی گردند …
وقتی که برگشتند تنها لایق یک جمله اند : “هِررررری”
وقــتـي ازم مــي پـرسي که خوبـي و من
ميگم: اي بد نيستم..
يعني بدم !
خيلي هم بدم !!
پس نگو خدا رو شکر
ـ "آقای جمعه های بارانی"!
ندبه در ندبه
باران در باران
انتظار می کشیم
طلوع واره آفتابت را...
ما
همچنان
چشم به راهیم
ـ" ای تنهاترین سردار عشق" ...
تازه می فهمم بازی های کودکی حکمت داشت! زووو... تمرین روزهای نفسگیر زندگی بود......
روی کسی دست گذاشتی که همه دنیامه بی وجدان اینقدر راحت به اون نگو عــــزیــــزم...!!! هی غریبه!